الله
طینت خاصان حق از طینت حیدر سرشت مصطفی نام علی را بر ضمیر دل نوشت اشرف الدین غیر تخم مهر او در دل نکشت این سخن را کرده حق سر لوحه ی باغ بهشت لافتی الاعلی لاسیف الاذوالفقار دمی با یار یار ما گفت: چه میبینی؟ گفتم: هیچ چیز. گفت: هیچ چیز همه چیز است و همه چیز هیچ. گفتم: یعنی چه؟ گفت: به دنبال چیستی؟ گفتم: همه چیز: خدا، عشق، ایمان... اما آرامشم را از دست دادهام. گفت: آرامش تنها از طریق یك فروپاشی مقدس با حضوری آگاهانه در مركزیترین نقطه اكنون بدست میآید. گفتم: از كجا شروع كنم؟ گفت: چشمت را بار دیگر ببند و اینك دوباره ببین. گفتم: همه آنچه میبایست را دیدم. گفت: چه دیدی؟ گفتم: هیچ. یار ما فقط لبخند بر لب داشت و دستی بر سرم كشید و ناگاه حسی از جنس شعور بر من جاری شد: چشـم دل باز كن كه جان بـینی آنچه نادیدنی اســـت آن بینی گر به اقـــــلــیم عشــــق رو آری هـمــه آفــاق گلســـتان بینی آنـچه نـشنیده گوش آن شـنوی وانچه نادیده چشـــم آن بینی تا بــه جـایی رســاندت كه یكی از جــهـــان و جــهــانیان بینی با یكی عشــق ورز از دل و جان تا به عیـن الیقین عیـان بینی كه یكی هست و هیچ نیست جز او وحـــــــــده لا الــــــــــه الا هــــــــــــو باز هم عرفه، با همه راز و رمزهایش از راه رسید؛ گمراهى و تاریکى، به شاه راه هدایت و نور... کوچه ای از جنس عرفات طاهر کنی؛ چرا که خداوند تو را در این روز به عبادت و اطاعت خود خوانده است. «امروز شیطان، خوارترین و حقیرترین موجود است. روزی است که خداوند روزی و فضلش را برای بچه های درشکم نیز قرار می دهد». مقدس ترین کوچه اجابت است؛ کوچه ای از جنس عرفات. بیا و اشکی بریز که جانت موطن آن شود. دیده ات را سلاح خویش قرار بده و با تمام وجود لبیک بگو.
1- امید سرابی است كه اگر ناپدید شود همه از تشنگی
خواهیم سوخت.
2- امید دارویی است كه شفا نمی دهد اما درد را قابل
تحمل می كند.
3- امید نصف خوشبختی است.
4- برای رسیدن به آرزویی باید ده ها آرزوی دیگر را سر برید.
5- اگر می خواهید پیروز باشید امیدوار باشید.
6- چرخهای سنگین و زنگ زده ی زندگی با دست های نامریی
امید می چرخند.
7- خداوند وقتی می خواهد كسی را فاسد سازد او را به همه
آرزوهایش می رساند.
8- دنیا با امید بر پاست وآدمی با امید زنده است.
9- راه زندگی پر از موانع و مشكلات است، تنها كسی می تواند
از این راه پر خطرعبوركند كه روحش از امید لبریز باشد و نومیدی
در وی نفوذ نكند.
10-متانت ریشه امید است و امید كلید كامیابی.
11-یگانه تسكین دهنده آرزوهای طلایی دو چیز است: صبر و امید.
12-ناامیدی یعنی دوست نداشتن خود، دیگر هیچ.
13-هر شكست لااقل این فایده را دارد كه انسان یكی از راه هایی را
كه به شكست منتهی می شود می شناسد.
14-هرگز نومید نشوید، هرگاه هم شُدید، بدانید كه در نومیدی بسی
امید است.
15-امید غذای روزانه بیچارگان است.
16-به امید فكر و كوشش خود باشیم نه به انتظار بخت و اتفاق . علی علیه السلام می فرماید: ''روحها مانند بدنها خستگی و افسردگی پیدا می کنند، در این حال که افسردگی روحی به شما دست می دهد باسرگرم شدن به حکمتهای بدیع و فکرهای نغز و دلپذیر، خود را مشغول بدارید.'' علی علیه السلام می فرماید: ''خداوند ذکر خودش و یاد خودش را مایه جلا و روشنی دلها قرار داده، به این وسیله گوش، باز و چشم، بینا و دل، مطیع و آرام می گردد.'' گام اول : هر صبح که از خواب بیدار می شوید به سوی خداوند روی آورید و بسان کودکی که خود را به آغوش پدر می افکند عمیقا به این نکته ایمان بیاورید که پروردگار در وجودتان حضور دارد و طبیبی است فرزانه که بر هر زخمی مرهم می گذارد . گام دوم : از صمیم قلب باور کنید که می توانید مشکلات و دشواری های خود را با این قدرت عظیم در میان بگذارید و عقل و خرد خدایهر گرهی را بازمی کند و هر مشکلی را حل می نماید و خالصانه بگویید :((شکر تو را می گویم که این روز پرشکوه را برایم ساختی .امروز روز خداست که با شادی و عشق و آرامش و موفقیت همراه است و من با شور و شوق به استقبال آن می روم . دانایی و خرد تو در تمام روز هادی و راهنمای من خواهد بود . خدایی که شریک من است و دست به هر کاری بزنم برایم رونق و برکت به همراه خواهد آورد .ای خدای مهربان من به تو ایمان دارم .)) گام سوم :اکنون سر شار از ایمان و اعتقاد هستید. خود را به آفریدگار خویش بسپارید تا کارهایتان بر وفق مراد باشد و دائما به خاطر بیاورید و تکرار کنید (( پروردگار بود که این روز با شکوه را برایم ساخت و نعمت و برکت را نصیبم کرد.)) سه گام سلامتی گام اول :خدا را تنها مظهر هستی و قادری یکتا بشمارید و در آن شک و تردید نکنید . پروردگار روحی است که کل نظام عالم را در بر می گیرد و روحی است سر شار از خلاقیت که درهمه جا حی حاضر است و روح زنده و نیرومندی که حتی در قلب شما حضور دارد .صفات و ملکات او را به یاد آورید و زیر لب ترنم کنید : (( او روح و خرد بیکران است و مهر و نیکی مطلق است و قدرت لایزال و جمال و کمال نامتناهی . )) گام دوم: همه را ببخشید و افکار مهر آمیز خود را نثار مردم دنیا سازید و بگویید (( من آزادانه و با خلوص نیت همه را می بخشم و انسانی آزاده هستم و معنی این کار خود را که حقیقتی در آن هست می دانم .))انگاه هر قید و بند و تنگنا و محدودیت را از سراچه ذهن و روح خود برانید و پراکنده سازید. گام سوم : یقین کنید و صادقانه مطمئن شوید که حضور شفابخش پروردگار در درون ما ٬ سلامتی و سرور و نشاط را به جسم و جانتان باز خواهد آورد و تندرستی و طراوت خواهد بخشید.این عبارت را تکرار کنید ((من باور می کنم و قبول دارم و می دانم که از هم اکنون شفای مرا به همراه می آورد و تمام پیکرم را در خود می گیرد .)) آنگاه شکر خدا را به جا آورید که عظیم ترین نیروی شفادهنده وجود است . پس برای پی بردن به حضور خدا در خویشتن سه مرحله در پیش داریم : مرحله اول : این اصل را بپذیریم که پروردگار حی و حاضر و قادر و متعال است و هستی و حیات و اصل و اساس حقیقت است. مرحله دوم : یقین بدانید که " او " در یکایک افراد خانواده و اطرافیان تان وجود دارد . و از این رو بر هر عابر و رهگذری هم می توان درود فرستاد. مرحله سوم : بدانید و باور کنید و به عنوان حقیقت بپذیرید که هر چیزی که می بینید خواه درختی باشد ٬ یا حتی سگی و یا گربه ای ٬ جلوه ای از حضور آفریدگار در خود دارد و عظمتی که در ورای آنها نهفته است. روزی دو سه بار با خود خلوت کنید و به این سخنان بیندیشید : خدا در همه چیز هست و این نکته را درک کنید که در وجود شما و نزدیکان تان نیز حضور دارد و چه نیکو گفته اند : به جستجویش برآی تا او را بیابی . اگر قلمرو او را و صداقت و حقیقت او را بجویی ٬ اینها تماما بر تو افزوده خواهد شد .
عاشقم، عاشق رخسار توام پرده برگیر که من یار توام عشوه کن، ناز نما، لب بگشا جان من، عاشق گفتار توام بر سر بستر من پا بگذار من دلسوخته بیمار توام با وصالت ز دلم عقده گشا جلوهای کن که گرفتار توام عاشقی سر به گریبانم من مستم و مرده دیدار توام گر کُشی یا بنوازی ای دوست عاشقم، یار وفادار توام هر که بینم خریدار توست من خریدار خریدار توام
دلم به هوای تو پر می کشد مولا ضامن آهو به هر سو سر می کشد مولا ضامن آهو می جوید تو را در آیینه دل شاید بیند تو را با چشم دل مولا ضامن آهو شدی ضامن ان آهوی مشکین چشم من هم آمدم تا تو شوی ضامنم مولا ضامن آهو دلم کرده هوای صحن و حرمت را بپذیر گدای خود را از همین جا مولا ضامن آهو کاش بودم جای کبوتران حرمت پر می کشیدم تا آستانت مولا ضامن آهو امید به تو بستم با این دل زار چه کند نیایش که ندارد جز تو مولا ضامن آهو
نقل است که کسی سفری خواست رفت.بزرگی را گفت : مرا وصيتی کن .فرمود :اگر يارخواهی تو را خدای بس ، و اگر همراه خواهی کرام الکاتبين بس ، اگر عبرت خواهی تو را دنيا بس ، و اگر مونس خواهی قران بس ، و اگر کار خواهی عبادت خدای تو را بس ، و اگر وعظ خواهی تو را مر گ بس
ای عشق یکتا ! مرا ببخش از چیزهایی که میبینم و نباید ببینم ! چیزهایی که میشنوم و نباید بشنوم !! چیزهایی که میگویم و نباید بگویم ! و کارهایی که انجام میدهم و نباید انجام دهم ! و باز هم مرا ببخش این بار برای چیزهایی که نمیبینم و باید ببینم ! چیزهایی که نمیگویم و باید بگویم ! چیزهایی که نمیشنوم و باید بشنوم ! و کارهایی که نمکینم و باید انجام دهم !!! و در اخر از تو میخواهم که بایدهایت را بایدهایم کنی و نبایدهایت را نبایدهایم !!!
تجربه از ديروز استفاده از امروز اميد به فردا...
ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم.
حسرت ديروز اتلاف امروز ترس از فردا ---
دكتر علی شریعتی



اندر این عید غدیر ای ساقی سیمین عذار
مست کن ما را زعشق حیدر دلدل سوار
در فلک خیل ملک گویند هر دم آشکار
لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار
ساقیا جامی بده سر شار در عید غدیر
گشت عالم مهبط الانوار در عید غدیر
شد معین حجت احرار در عید غدیر
هر زمان برخوان تو این اشعار در عید غدیر
لافتی الا علی لاسیف الاذوالفقار

مطرب بزن آن بربط روحانی جان را
تا افکند از محنت و غم بار گران را
امروز چه روزست ؟ که هر ذره ز ذرات
در نغمه و در زمزمه شد تا به سماوات
بزم طرب امروز مرا جنت و ماواست
نقد است مرا آنچه ترا وعده ی فرداست
مال و حشم ار نیست مرا مهر علی هست
دانی که علی کیست ؟ همان عاشق سرمست
زاهد که دلش بی خبر از بربط و چنگ است
با مطرب دلجوش سر فتنه و جنگ است
امروز نبی گفت که : هر کس که من او را
مولای شدم هست علی سید و مولا
یعنی که علی کاشف اسرار نهان است
روزى پر از شور و شیدایى و شناخت؛
روز خوشه چینى بندگان از پهن دشت معرفت الهى؛
روزى که نگاه قلب ها، بیش از همیشه به آسمان است؛
روز چشم هاى بارانى و نیازهاى آسمانى.
آرى، عرفه، روز بازگشت عارفانه است از کج راهه
![]()
روز نهم ذیحجّة فرا رسیده است.اکنون وقت آن است که خود را
پس بیا، هر چند پریشان و پشیمان باشی.آری جایگاه ناگفته ها،
در این سرزمین وقوفی کن و تنها سرمایه، یعنی سرشک

در نومیدی بسی امید است


مـعـنـــی ســرخ شـقــایـق می دهـد
مـعــنــی ام ابـیــهـــا مــی دهـــد
شــأن آیــات عـطـیـنـــا کوثـر است
بـوی او چون بوی خوب مریـم اسـت
پاسـخــی بــر طـاعـنــان ابتـر است
لالــه های ســرخ زیـن یـاس سپیــد
یـاســم از کـربــو بــلا دارد خـبـــر
هـمــرهــی بـا رأس گـل بر نیکنـد
سرخ و خونین یک حسین و یک حسن
آن گل خوشبو که محبوب شـب است
بـوی عطـرش ظلـم را رســوا کـنــد
یــاس خـود را می سپـارم دسـت تــو
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سه گام برای سرکوب اضطراب و دلهره

| Design By : Night Skin |


